-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 14:59
امشب بهم گفت از ته دل ازت راضی نیستم. گفت با یه محبت می تونم تمومش کنم ولی در کل باید خودمون رو اصلاح کنیم. گفت از رفتارت راضی نیستم. تو این مدت حرمت منو نگه نداشتی. حریمی قائل نیستی برای افراد. البته اشتباهات خوشم گفت.راست میگه. بلد نبودم. بلد نیستم با آدما برخورد کنم. بلد نیستم باهاشون با احترام ...
دوباره
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 18:59
بهم می گه لاکچری شدی. فرق کردی. بهم میگه عوض شدی. شاید تا حدی حق داشته باشه. ولی نه اونطور که میگه. من دنیایی شدم درسته. اینو قبول دارم. اینو قبول دارم که از خدا دور شدم. ولی این که این طوری بشینی و ا
حال بد او. حال بد من!!!
-
تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 21:59
رفت. به همین راحتی. امروز خبری از بغل نبود. خبری از بوس نبود. خبری از دوست دارم نبود. فقط رفت. فقط رفت بدون این که این دفعه بفهمه نمیخوام بره. ترسید بخوابه. خب نمی خوابیدی فقط بیدار می موندیم. خیلی بدی. دلم تو رو می خواست. دلم می خواست حالتو خوب ببینم بعد بری. دیگه نمی خوام برات شام درست کنم. دیگه ن...
اول آبان
-
تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 21:59
پارسال تولد ز حالم خوب نبود. دعوایی با م داشتم. الانم. حالم خیلی خوب نیس اصلا حالم خوب نیس. حوصله ندارم. امسالم دوباره از همه باید بخورم. همیشه همینه.
حرمت. حریم. تنهایی!
-
تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 21:59
هیچوقت هیچ کاری بلد نبودی الانم دوست داشتن بلد نیستی. ادعات میشه دوسش داری. بهش علاقه مند شدی. نمی تونی دوری اش رو تحمل کنی ولی عملا خودت داری دورش می کنی. خودت دادی حرمتش رو می شکونی. خودت داری با غر
شب آخر سفر
-
تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 21:59
ممنون که آخرشم کوفتم کردی.قبلا شبا من خوابم نمی برد اونم خوابش نمی برد. حالا به راحتی هیچی نمیگه. می خوابه. بهش میگم چی شده می گه چیزی نشده. از قیافه اش معلومه چیزی شده و به روی خودش نمیاره. من احمق د